این ماموریت ماست که دنیایی بهتر از آنچه را که به آن آمده‌ایم، ترک کنیم

این ماموریت ماست که دنیایی بهتر از آنچه را که به آن آمده‌ایم، ترک کنیم

این ماموریت ماست که دنیایی بهتر از آنچه را که به آن آمده‌ایم، ترک کنیم
یادداشتی کلاسیک از جیم ران
 
می‌دانید که من زندگی بسیار جالبی داشته‌ام. به گوشه و کنار دنیا سفر کرده‌ام. دلم را با بسیاری افراد شگفت‌انگیز تقسیم کرده‌ام. این اقبال را داشته‌ام که درآمد بسیار خوبی داشته باشم و از ثمره زندگی‌ام لذت ببرم. هزاران فرد را ملاقات کرده و با آنها ارتباط دلی برقرار کرده‌ام. هزاران فرد را دیدم که زندگی خود را وقف رشد شخصی کرده‌اند. آموزش فلسفه و اعمالی را که به بزرگی و کمال در زندگی می‌انجامند راه زندگی خود قرار دادم. چهل سال قبل، احساس می‌کردم هرگز به پایان نمی‌رسد. امروز، هنوز فکر می‌کنم سال‌های زیادی مانده است، اما بیش از هر زمان دیگری می‌دانم که نسبت به گذشته وقت کمتری باقی مانده است.
آگاهی از این موضوع صراحتم در مورد هدف زندگی خوب و آموزش همین کار به دیگران را بیشتر کرد. می‌خواهم به دیگران کمک کنم تا به همه رویاهای خودشان برسند و این یکی از میراثی است که می‌خواهم از خودم باقی بگذارم.
گذاشتن میراثی برای دیگران تا آن را دنبال کنند، همان چیزی است که به من انگیزه می‌دهد. من از کسانی که پیش از من بودند پیروی کردم؛ آنها میراثی برای من برجای گذاشتند. اکنون به این اطمینان رسیده‌ام که کسانی که پس از من می‌آیند هم راهی دارند که از آن پیروی کنند. می‌بینید، میراث باقی‌گذاشتن بسیار اهمیت دارد.
به کسانی فکر کنید که میراثی برایمان برجای گذاشتند؛  به خصوص برای شما:
•    پدر و مادرتان
•    پدربزرگ و مادربزرگتان
•    عمه‌ها و عموها و خاله‌ها و دایی‌هایتان
•    معلم‌های مدرسه
•    مربیان
•    همسایگانتان در جایی که بزرگ شدید
•    پدران بنیانگذار با رویای خودشناسی
•    آبراهام لینکلن، که بردگان را آزاد کرد.
•    بسیاری مردان و زنان که از آزادی ما دفاع کردند تا بتوانیم در آزادی و امنیت زندگی کنیم.
•    مارتین لوتر کینگ پسر که میراثی برای ما برجای گذاشت تا رویای برابری نژادها را دنبال کنیم.
هزاران زن و مرد وجود دارند که به گونه‌ای زندگی کردند که امروز زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است. و فهرست آنان همچنان ادامه دارد. افرادی هستند که می‌شناسیم، افرادی که با آنها زندگی کردیم و کسانی که به عمق وجودمان شکل دادند تا بهتر یا گاهی بدتر شویم.
می‌بینید، میراث می‌تواند هرجایی در این زنجیره، -از خیلی بد تا خیلی خوب- باشد اینها همه به نحوه زندگی ما بستگی دارد. اینکه چگونه زندگی می‌کنیم بسیار اهمیت دارد. می‌خواهم شما را به چالش بکشم تا به نحوه زندگیتان نگاهی بیندازید. می‌خواهم شما را به چالش بکشم تا عمیقا در مورد حوزه‌های اصلی زندگیتان فکر کنید که باید در آن میراثی ماندگار برجای بگذارید.
چرا بر جای گذاشتن میراث اهمیت دارد؟ در اینجا چند دلیل آورده شده است:
1-    این بخشی از بنیان مستمر زندگی است.
آنان که پیش از ما می‌آیند، دنیایی را که در آن زندگی می‌کنیم برای ما بر جای می‌گذارند. آنان که پس از ما می‌آیند، تنها همان چیزی را دارند که ما برایشان باقی می‌گذاریم. ما مباشر دنیا هستیم و ماموریت داریم تا آن را بهتر از آنچه دریافت کرده‌ایم، تحویل دهیم، حتی اگر سهم کوچکی باشد.
2-    قدرتی خام از خوبی‌ها و بدی‌ها دارد.
افرادی وجود دارند که دنیا را به سمت خوبی هدایت کردند، افرادی که دنیای جدیدی را به روی میلیون‌ها نفر گشودند، کسانی که دیگران را به سمت بلندی‌ها سوق دادند. و برعکس کسانی هستند که باعث ویرانی‌های بزرگ در زندگی میلیون‌ها نفر شدند، کسانی که هر کجا که رفتند، ردی از درد پشت سر خود بر جای گذاشتند. والدینی هستند که فرزندان خود را به بزرگی برکت دادند و والدینی هستند که ذهن شکننده فرزندان خود را ویران کردند. هرکاری که می‌کنیم بر دیگران تاثیر می‌گذارد. زندگی‌های ما این قدرت را دارند که خوبی بیافرینند یا سوروسات شیطان را فراهم کنند. بسیار اهمیت دارد که انتخاب کنیم که کارهای خوب انجام دهیم.
3-    برجای گذاشتن میراث یک وظیفه است.
بدلیل قدرت زندگی‌هایمان و میراثی که برجای می‌گذاریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست که میراثی مثبت باقی بگذاریم. تمامی مردان و زنان خوب باید این مسئولیت را بپذیرند که نسل بعدی را به سطحی برسانند که می‌توانیم تصور کنیم. من به شدت به این امر باور دارم که بخشی از آنچه ما را تبدیل به فردی خوب و محترم می‌کند این است که بخش بنیادین زندگی‌مان را مبتنی بر هدف باقی گذاشتن میراث قرار دهیم.
4-    می‌تواند نیروی سقوط‌دهنده خودخواهی را که در همه ما وجود دارد درهم بشکند.
وقتی تلاش می‌کنیم که میراثی باقی بگذاریم، با از خودگذشتگی عمل می‌کنیم که می‌تواند برای همه منفعت داشته باشد. بله، فرض می‌کنیم شخصی به سختی کار می‌کند تا پول به  دست بیاورد و وقتی از دنیا رفت ساختمانی به نام او باقی می‌ماند، اما این میراثی نیست که ما از آن صحبت می‌کنیم. ما از میراثی حرف می‌زنیم که زندگی را برای افرادی که پس از ما می‌آیند بهتر می‌کند و این میراث ربطی به شهرت و سرشناسی ما ندارد، بلکه کمک به دیگران است. در نهایت، ما نیستیم که میراث خود را مشاهده کنیم. ساختن چیزی فراتر از خودمان، از‌خودگذشتگی است و داشتن آن در ذهن، قدرت خودخواهی را درهم می‌شکند، همان خودخواهی که تلاش می‌کند تا خود را در زندگی مان حاکم کند.
5-    ما را بر تصویر بزرگ متمرکز نگه می‌دارد.
میراث‌گذاشتن بخشی از آن تصویر بزرگ است. ما را در طولانی‌مدت نگه می‌دارد و به ما ارزش‌هایی می‌دهد که می‌تواند اعمالمان را با آن مورد قضاوت قرار دهد. وقتی بر اساس خودخواهی عمل می‌کنیم، اقتضای فردی و چیزهایی مانند آن، روی تصویر کوچک تمرکز کرده‌ایم و همان چیزی که اکنون در حال وقوع است. وقتی آن زندگی را می‌سازیم که سال‌ها بخشندگی در آن است، به تصویر بزرگ فکر می‌کنیم. از خود بپرسید: چگونه این کار بر هدف کلی من تاثیر می‌گذارد؟ چگونه بر افراد آینده تاثیر خواهد گذاشت؟
آری میراث شما بسیار اهمیت دارد. نشان دهید که قرار است چگونه از درس‌ها، اطلاعات و مهارت‌های گذشتگان استفاده کنید و به گونه‌ای زندگی کنید که میراثی عظیم از خود باقی بگذارید.