لذت زندگی

لذت زندگی

لذت زندگی
1- اگر ما می‌توانستم فقط یک پند به والدین بدهیم، آن پند این بود که لطفا خود واقعی‌تان را بشناسید  و با آن همسویی پیدا کنید؛ سپس با کودکانتان حرف بزنید. اجازه ندهید که موضوع بحث دلیلی برای انتخاب احساسات آن لحظه‌تان باشد. اجازه ندهید که بدرفتاری یا فرمان‌ناپذیری آنها باعث شود که شما رفتار دیگری، به غیر از آنچه را که با خود واقعی‌تان همسو است، در پیش بگیرید.
2-مردم فکر می‌کنند که منبع اصلی زندگی منبعی تکامل یافته است و دیگر بیش از این گسترده نمیشود، و فکر می‌کنند که باید تلاش کنند تا به تکامل برسند. اما چیزی که واقعا در جریان است این است که این منبع به طور مرتب گسترده‌تر می‌شود و ظرفیت‌های بزرگ‌تری از عشق را در خود جای می‌دهد. به همین خاطر است که انسان‌ها می‌توانند زندگی کنند.
3-بسیار مفید خواهد بود اگر بدانید که شما یک نقطه جذب دارید و می‌توانید کنترلش کنید. بهترین زمان برای کنترل این نقطه جذب زمانی است که صبح از خواب برمی‌خیزید. نیازی نیست زمان زیادی را صرف کنترل نقطه جذب خود کنید؛ اگر بیست، سی، چهل یا پنجاه روز به طور مرتب به شکلی از خواب برخیزید که مقاومتی در برابر قانون جذب نداشته باشید، تفاوت چشمگیری در احساسات و تجربه‌های زندگی‌تان به وجود خواهد آمد.
4-مغز سازوکار تمرکزی است که شما در اینجا از آن استفاده می‌کنید. اما خودآگاهی‌ای نیز وجود دارد که ورای چیزی است که تمرکز مغزی بشر نامیده می‌شود. این همان مسئله ارتعاش است که ما همیشه در مورد آن صحبت می‌کنیم. ما در مورد ارتعاش حرف می‌زنیم. در مورد انرژی، افکار. و در نهایت، وقتی به حدی رسیدید، چیزهایی را احساس می‌کنید.
5-منبع اصلی زندگی همین جاست؛ همیشه و برای همه. ما همیشه اینجاییم. و اگر از این حضور باخبر باشید و ارتعاشی در جهت مخالف با آن از خود ساطع نکنید، با منبع زندگی همسو شده و لحظات شیرینی خواهید داشت. همیشه می‌توانید این احساس را داشته باشید. مردم به سوی افرادی جذب می‌شوند که این کار را به شکلی استادانه انجام می‌دهند. اما همه شما می‌توانید اینگونه باشید. این هنر تمرکز است. همین است.
6- بیشتر مردم معتقدند که انسان در قالب این بدن‌ها وارد این دنیا شده، مدتی زندگی می‌کند، یا به موفقیت می‌رسد یا شکست می‌خورد و سپس دنیا را ترک می‌کند؛ در حالی که اینطور نیست؛ انسان‌ها جاودانه هستند. قرار نیست دنیا را ترک کنید. و حتی زمانی که دیگر در قالب این بدن‌های فیزیکی‌تان نیستید،  هنوز خودآگاهی و تمرکز خود را دارید و می‌دانید که در دنیا چه می‌گذرد.
7- نوزادان، مدت‌ها قبل از آن که کلمات را یاد بگیرند، ارتعاشاتی را که والدین و اطرافیانشان از خود ساطع می‌کنند می‌آموزند.
8- اگر ما می‌توانستیم روز اول زندگی با شما صحبت کنیم، چنین چیزی به شما می‌گفتیم: «به این دنیا خوش آمدید! هیچ کاری وجود ندارد که نتوانید انجام دهید و هیچ چیزی وجود ندارد که نتوانید به آن دست پیدا کنید یا آن را داشته باشید. وظیفه شما در این دنیا این است که به دنبال شادی بگردید»
9- فراوانی، مانند هوایی که تنفس می‌کنید، کاملا در اختیار شما قرار دارد. زندگی شما همانقدر خوب خواهد شد که به آن اجازه می‌دهید.
10- به دنبال افکاری باشید که احساس بهتری به شما می‌دهند.
11-زمانی که احساس شادی، سلامتی، سرزندگی و ثروتمندبودن می‌کنید، هرچه بیشتر به این احساسات دست پیدا خواهید کرد.
12-کمتر به این‌طرف و آن‌طرف نگاه کنید؛ بیشتر خیال‌پردازی کنید.
13-مدت زمانی که طول می‌کشد تا از جایگاه فعلی‌تان به جایگاه دلخواه برسید، همانقدر است که طول می‌کشد تا ارتعاشات درونی‌تان را تغییر دهید. اگر بتوانید به سرعت ارتعاشات خود را تغییر دهید، به سرعت نیز به جای دلخواهتان خواهید رسید.
14-هیچ چیز وجود ندارد که بخواهید دوباره تجربه‌اش کنید، درستش کنید یا حسرتش را بخورید. در لحظه زندگی کنید. حالا با شناختی که از جایگاه فعلی زندگی‌تان دارید، می‌خواهید با ادامه زندگی‌تان چه کار کنید؟ خوب فکر کنید، فکرهای شادی‌بخش...